کامران شرفشاهی
تا هنگامی که تحرکات مرموز و موذیانه اخیر برای جعل نام خلیج فارس وجود نداشت، در ادبیات پارسی نیز حساسیتی در این باره دیده نمی شد و سخنوران لزومی برای یاد آوری نام قطعی و مشخص خلیج فارس نمیدیدند.
چنانچه ناصر خسرو قبادیانی در جریان سفرخویش از خلیج فارس نیز عبور کرده و در سواحل آن به سیاحت پرداخته است. لیکن این شاعر بلند آوازه در آن عصر به مشاهدات خویش درباره زندگانی مردم و هر آنچه که به نظرش جالب توجه آمده است، اکتفا کرده است. (سفرنامه ناصر خسرو – ص ۱۰۴)
البته هنوز در آن روزگاران، سیاست پای خویش را از گلیمش آنقدر دراز نکرده بود که در قلمرو جغرافیا هم مداخله کند و از این رو در ادب پارسی تا هنگامی که ناسیونالیسم عربی به صورت یک ویروس که ساخته استعمار غرب بود، خود نمایی نکرده، خبر چندانی از اصرار و اعتراض شاعران ارجمند و بلند مرتبه ادب پارسی دیده نمی شود و گاه اگر در سرودهای تنها به نام خلیج و یا دریای جنوب اکتفا شده است، خیال شاعر پارسی از هر جهت راحت بوده که هیچ مدعی ابله و مغرضی که منظور وی را نفهمد وجود ندارد و به واقع نیز چنین بوده است و قطعیت در این مهم به اندازه ای بوده است که هیچکس را یارای چنین گستاخی بزرگی نبوده است.
همان گونه که در عصر حاضر بر هیچ شاعر اندیشوری پنهان نیست که چنین ادعاهایی از سر بی سوادی گویندگان آن نیست و در پس پرده، فتنهها و اغراض آلوده ای وجود دارد که می بایست به مبارزه و افشای آن برخاست. البته اصرار بر این موضع را نباید خدای نکرده ضدیت با ملل عرب به شمار آورد، بلکه بالعکس روشن شدن چنین حقایقی موجب آشکار شدن ماهیت برخی رژیمهای وابسته و خودفروخته جهان عرب و نیز افشای توطئههای شوم و نفاق افکنانه غرب در منطقه خواهد شد. توطئههایی که همواره در زر ورقهای رنگین و فریبنده پیچیده شده و در نتیجه آن جدایی بین ملل مسلمان بیشتر و خسارات جبران ناپذیری را در پی داشته است.
اصولاً ذکر این نکته حائز اهمیت بسیار است که هر واقعه ای به آسانی استحقاق آن را ندارد که قدم در قلمرو شگفت و سحر انگیز هنر و ادبیات بگذارد و مورد استقبال جمع کثیری از شاعران، نویسندگان و هنرمندان قرار گیرد.
مگر آن که در پشت این واقعه حقیقتی سترگ ایستاده باشد و نیاز و حمایت از حقانیتی مورد هجوم قرار گرفته، احساس شود.
در طول تاریخ غالباً رویکرد شاعران و هنرمندان جنبه حق طلبانه داشته است؛ چنان که از آنان به عنوان قانونگذاران گمنام بشریت یاد شده است و در این معنا شواهد و سخن بسیار می توان گفت. اشعاری که تا کنون درباره خلیج فارس سروده شده را می توان به چند گروه تقسیم کرد که عبارتند از:
۱- اشعاری که در ستایش ایران سروده شده و در بخشی از آن به خلیج فارس اشاره شده است.
۲- اشعاری که درباره خلیج فارس سروده شده و زیباییها و ویژگیهای آن بیشتر مورد نظر شاعر بوده است.
۳- اشعاری که درباره جزایر و یا شهرهای ساحلی خلیج فارس سروده شده و از خلیج فارس نیز در شعر سخن گفته شده است.
۴- اشعاری با حال و هوای حماسی درباره خلیج فارس که مشخصاً پیرامون جعل نام خلیج فارس توسط برخی از سران وابسته عرب و توطئه گران غربی است.
۵- اشعاری درباره سلحشوریها و جانبازیهای رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس و پاسداری از حریم دریایی ایران در خلیج فارس
۶- اشعاری با حال و هوای ترانه و با مضامین گوناگون.
۷- اشعار محلی و عامیانه (فولکوریک)
۸- اشعاری که سرایندگان آن ایرانی نیستند و در شعر خویش از خلیج فارس نام برده اند.
سرودههای شاعران معاصر درباره خلیج فارس بسیار است و هر یک از زاویه ای به این موضوع پرداخته اند که امکان نقل تمامی این آثار در این مجال میسر نیست. اشعاری که در پی خواهد آمد، گزیده ای است از مجموعههای شعر شاعران، اشعاری که در جنگها و مطبوعات به چاپ رسیده و نیز اشعاری که در کنگرههای شعر قرائت شده است.
*شیرینعلی گلمرادی:
در آن کران به حرمت نام خلیج فارس
از عمق جان به لحن خروشان من، سلام
*عبدالحسین انصاری نسب:
ابرهایی سیاه می آیند، بادها می وزند از هر سو
یک خلیج همیشه فارس می ماند، جزر و مدهای ساده بی اثرند
*مصطفی باد کوبهای هزاوهای:
وطن یعنی خزر، صیاد، جنگل
خلیج فارس، رقص نور، مشعل
وطن یعنی دیار عشق و امید
دیار ماندگار نسل خورشید
*محمود رضا برامکه:
ای عشق آفتاب و زمین، ای خلیج فارس
چشم آبی همیشگی قصههای من
*پرویز بیگی حبیبآبادی:
ای همیشه نیلگون، ای خلیج فارس
نام نامی ات هماره جاودانه است
نام نامی ات هماره بر زبان موج
جاودان ترین سرود عاشقانه است
*علیرضا پورحسین:
نیلگون دریای زیبا و عظیم
پارس نام با وقارت از قدیم
*محمد خلیل جمالی:
ای خلیج فارس، ای دردانه مرواریدها
دشمنان بر نام تو کردند بس تردیدها
نام نیکت در جهان بوده است، هم دریای پارس پارسها، بس سالها دارند بر نامت سپاس
شما چه نظری دارید؟